تبلیغات
Fleet Street-21 - جذابیت مرگبار!
جانی دپ......ستاره ی هالیوود!

جذابیت مرگبار!

جمعه 12 خرداد 1391 02:29 ب.ظ

نویسنده : پریا کالینز
ارسال شده در: مصاحبه ها ،

سلام

چند روز پیش یک مصاحبه با جانی دپ و تیم برتون توی روزنامه شرق خوندم و فکر کردم که شاید برایب شما هم جالب باشه:

تیم برتون و جانی دپ در مصاحبه مطبوعاتی فیلم به اینکه در زمان پخش سریال تلویزیونی سایه های تاریک جزو طرفدارانش بوده اند،اشاره کردند.آن ها درباره ی این گفتند که چگونه سعی کردند تصویر واقعی از خون آشام ها در فیلم نشان دهند و  چقدر روی طراحی دندان و نیش و سایر خصوصیات یک خون آشام در چهره پردازی وقت گذاشتند.انتخاب بازیگران،وعده قرارداد صحنه های حذف شده روی نسخه دی وی دی فیلم و چگونگی طراحی صحنه های پایانی سایه های تاریک از دیگر موارد طرح شده در این گفت و گو است.

مصاحبه در ادامه ی مطلب!

متن گفت و گو با تیم برتون و جانی دپ،کارگردان و بازیگر «سایه های تاریک»

جذابیت مرگبار!

تیم،می توانی از چگونگی شروع این پروژه با جانی دپ برایمان بگویی؟

تیم برتون:باید بگویم که من و جانی سال های زیادی است که با هم کار می کنیم و فیلم می سازیم.ولی این اولین باری بود که او شخصا اصرار کرد تا سایه های تاریک را بسازیم و او مرتب می گفت که از کودکی دلش می خواسته در این داستان سهمی داشته باشد.

جانی دپ:از وقتی که یک بچه کوچولو بودم!

برتون:در حقیقت او بارناباس کالینز را قبل از اینکه پدرش را بشناسد،می شناخته.

دپ:خیلی قبل تر!

برتون:این یکی از تاثیراتی است که نمایش  وسریال و فیلم روی هر کدام از ما می گذارد.جانی،میشل(فایفر) و من در زمان پخش سریال بیننده اش بودیم و حالا هر کدام از ما ویژگی های جالب و خوبش را به خاطر می آوریم.این همان دغدغه ای است که جانی برای مدت های مدیدی با خودش داشته است.

جانی!تو به عنوان تهیه کننده چه چیزهایی برای ساختن این فیلم لازم داشتی؟

دپ:اینکه من تهیه کننده سایه های تاریک هستم شوخی است.من می توانم برای صبحان مقداری کیک مافین(نوعی کیک انگلیسی) درست کنم.این در واقع تنها چیزی است که می توانم تهیه کننده اش باشم.اما به عنوان کسی که عاشق تصویر و نمایش است اولین صحبت ها با تیم موقع تولید سویینی تاد انجام شد.در بین آن مکالمات ناگهان من علاقه قلبی ام را ریختم بیرون و گفتم:«خدای من،تیم!من و تو باید یک فیلم خون آشامی بسازیم؛فیلمی که خون آشام اش واقعا خون آشام باشد.»و سایه های تاریک بالاترین نمونه ای بود که بهذهن هر دو ما رسید و به این ترتیب تصمیم گرفتیم راجع به بازسازی اش و اینکه این بازسازی چگونه باید باشد صحبت کنیم.بعد،ست(گراهام اسمیت)فیلمنامه نویس به ما پیوست و ما سه نفر شدیم هسته اولیه کار.پس می بینید که یک چیز بقیه ی چیزها را هم با خود آورد و خودش هم به ما نشان داد که چگونه باید در جزئیات پیش برویم،به خصوص که تیم هم در ساخت فیلم با ما بود و گروه را رهبری می کرد.

نکته کلیدی شما در بین قسمت های مختلف سریال چه بود؟در واقع آن چیزی که می خواستید حتما در فیلم حضور داشته باشد؟

برتون:این سوال انحرافی است و همه ی ما هم می شناسیمش.وقتی درباره  سریال سایه ی تاریک صحبت می کنیم در واقع داریم از کشش  و جذبه ای مرموز سخن می گوییم که همه ی ما را به سمت خود می کشد.شاید این همان تکته ی کلیدی که تو می گویی باشد.این نکته خیلی مهمی است که البته در نمایش عصرانه یک سریال تلویزیونی وجود دارد و ما لزوما نمی توانیم آن را به نسخه سینمایی هم منتقل کنیم.به همین دلیل تمام سعی و کوشش ما در انتقال روح غیر قابل توصیف این سریال به فیلم بود.به همین دلیل من از همه ی گروه بی نهایت متشکرم،حتی آن هایی که اصلا سریال را ندیده بودند ولی سعی کردند آن روحی را که درباره اش صحبت کردیم را بشناسند.خلاصه اینکه آنچه سایه های تاریک را ساخت،تلاشی بود که همهی گروه برای حفظ و نگهداری از روح سریال تلویزیونی انجام داد.

جانی،کلید نقش بارناباس کالینز برای تو چه بود؟

دپ:یک تم مشترک در بین تماما شخصیت های این چنینی وجود دارد که خیلی روشن است:بارناباس یک اشراف زاده ی متمدن و تحصیل کرده است که در قرن هجدهم طلسم شده و در یکی از شگفت انگیز ترین دوره ی زندگی ما یعنی دهه 70 دوباری ظاهر شده است.(در سال 1972)حالا اینکه قهرمان ما چگونه با قضیه برخورد می کند و چه واکنشی نشان می دهد نکته اصلی است.در واقع هیچ پشیمانی و تاسفی بابت وجود اتومبیل ها و سایر مظاهر تکنولوژی در کار نیست.

فکر می کنی چه چیز وسوسه انگیزی در خون آشام ها برای مردم وجود دارد؟

دپ:شاید این قضیه عجیب به نظر برسد،اما برای خود من به عنوان یک بچه همیشه هیولاها و خون آشام ها جذاب بوده اند،برای تیم هم همین طور بوده.همیشه نوعی تاریکی،رمز و راز،توطئه و دسیسه در کار است که برای تو جذابیت دارند و وقتی بزرگ تر می شوی در وجود خون آشام ها نوعی جاذبه می یابی که تازگی دارند.در مورد بارناباس ما با ترکیبی از همه این موارد مواجهیم،به طوری که چالش واقعی برای تیم و سپس من این جا ساختن خون آشامی بود که اولا شبیه همه خون آشام ها باشد و در ضمن سویه های ارتباط او با یک جامعه منحصر به فرد و یک خانواده از دور خارج شده به چشم بیایند.و به نظر من تیم موفق شد نوعی یک پارچگی را در ترکیب همه این موارد ایجاد کند.

تیم چه شد که بعد از گذشت 20 سال(بتمن بازمی گردد) دوباره تصمیم گرفتی با میشل فیافر کار کنی؟

برتون:برای خودم هم خیلی عجیب بود که این قدر کار با میشل فایفر را دوست داشتم و خودم از آن بی خبر بودم.از همکاری قبلی ما 20 سال گذشته اما همه چیز به یک باره یادم آمد.می دانید؟من هیچ کدام از فیلم های قدیمی را دوباره ندیده بودم ولی همهی خاطرات خوب به سرعت داشت یادم می آمد.او می داند که چطوری وقتی دارد روی پشت بام ها بالا و پایی می پرد از شلاقش استفاده کند،یا چطور بتواند پرنده های زنده را از دهانش بیرون بپراند یا اینکه چطور صحنه ای را بازی کند که گربه ها مشغول خوردنش هستند!این ها چیزهای جالبی هستند و میشل همهی این موارد را دارد،ضمن اینکه من نکته ی جدیدی را درباره ی او فهمیدم و آم اینکه میشل یمی از عشاق مخفی سریال سایه های تاریک بوده است.در واقع من و میشل و جانی تنها کسانی بودیم که می توانستیم این فیلم را بسازیم.نقش اصلی خانواده را کسی دارد بازی می کند که خودش عاشق این داستان بوده است(میشل فایفر).این ها دلایلی هستند که کار با فایفر را برای من جذاب می کنند.البته این نکته را نباید ناگفته بگذارم که میشل در این فیلم برای پایین آمدن از پلکان در بعضی از موارد مشکل داشت،به هر حال توانایی او هم مثل همه در طول زمان رو به نقصان می رود.

جانی،کریس ساراندون بازیگر گفته که وقتی تو را با ناخن های بلند خون آشام ها می دیده دلش به حالت می سوخته،چون خودش تجربه استفاده از این ناخن ها را در شب وحشت داشته.آیا استفاده از این ناخن ها همین قدر سخت است؟

دپ:من دلایل زیاد دیگری برای افسوس خوردن دارم،مثل اینکه مدتی را با یک گروه عجیب و غریب خواستنی گذراندم و این مدت حالا دیگر تمام شده است.اصلا در هر فیلمی که من شانس همکاری با تیم را در آن داشته باشم انواع و اقسام زجر وجود دارد.ناخن ها ایده تیم بودند که در حقیقت تفاوت انگشتان یک خون آشام با یک آدم معمولی است،ولی یک گروه دلسوز به من کمک می کرد تا این کار را انجام دهم.شاید سختی هایی داشت،ولی واقعیت این است که الان همه چیز خوب است.

واقعیت این است که همیشه از فیلم های تابستانی انتظار زیادی برای جذب مخاطب وجود دارد.آیا فکر می کنید فیلم شما می تواند جایگاه ویژه ای از این حیث پیدا کند؟

برتون:سایه های تاریک طرفداران خودش را دارد،البته بقیه مردم هم هستند.واقعیت این است که شما هیچ گاه نمی توانید یک پروژه را از اول تا آخر آن طور که می خواهید شروع کنید و پیش ببرید.ما فیلمی را ساختیم که دلمان می خواست؛در مرحله بعدی می توانیم امیدوار باشیم که بقیه چز ها هم خوب پیش برود.

شما از سپردن همه چیز به دست تقدیر صحبت می کنید،آیا فکر می کنید همیشه می شود اینقدر آزاد تصمیم گرفت و عمل کرد؟

برتون:نه،به هر حال همیشه ساختارها وجود دارند.اما نکته مهم این است که همیشه یک تصمیم آگاهانه در کار نیست و در ضمن شما نمی توانید از روی چیزی که می بینید تصمیم بگیرید و مطمئن باشید که کاملا درست است.نهایتا باید چم و خم کار را بیفزایید.

جانی،مردم تو را از نظر بعضی خصوصیات مثل جمع گریزی و انتخاب های عجیب و غریب با مارلون براندو مقایسه می کنند.آیا به نظر خودت این مقایسه درستی است؟

دپ:واقعیت ای است که من خودم و مارلون را در هی کدام از مولفه های کاری در یک سطح نمی بینم.در واقع او یک دوست فوق العاده برای من بود و همچنین یک الهام بخش و یک معلم بی نظیر.نمی دانم...

اگر بخواهی برای باقی مانده عمرت در یکی از نقش هایت زندگی کنی،کدام نقش را انتخاب می کنی؟

دپ:شاید کنت روچستر در فیلم لیبرتین.  

خوب تموم شد!امیدوارم که جالب بوده باشه!برای من که خیلی خوب بود.

پس نظر یادتون نره!




دیدگاه ها : دیدگاه
برچسب ها: مصاحبه با جانی دپ ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 16 مرداد 1391 02:43 ق.ظ



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس